بانوی هزار فصل

سلام 33 سالگی

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۴۹ ق.ظ

دوشنبه تولدم بود.دیگه چند ساله که روز تولدم خوشحال نیستم.هر سال تو اوج تابستون 12 مرداد که میرسه من یک سال به پیری و به مرگ نزدیکتر میشم.پدر و مادرم هیچوقت سالروز تولدم یادشون نمیمونه مگه اینکه خواهرم بهشون یادآوری کنه.سالهاست دیگه دوست ندارم کسی روز تولدمو بدونه و بهم تبریک بگه.احساس پوچی می کنم.خسته ام خیلی خسته.

موهای سفیدم بیشتر شده و فاصله ی بین رنگ کردنام کمتر.روحم خسته اس اما جسممو سرپا نگه داشتم.تو ظاهر با دیگران میگم و می خندم اما درونم غوغاست.

وقتی که کوچیکی دوست داری سریع بزرگ بشی.سالگرد تولدت که میرسه دوست داری عالم و آدم خبردار بشن که تو یک سال بزرگتر شدی.سرتو می گیری بالا،سینَتو میدی جلو و بادی به غبغب میندازی انگار چه خبره؛انگار میخوای فیل هوا کنی.انگار قراره چه کار مهمی توی دنیا توسط تو صورت بگیره.

از یه سنی به بعد می افتی تو سراشیبی زندگی.دست خودت نیست،کم کم،کم میاری.دیگه از بالا رفتن سنت احساس شادی نمی کنی.دیگه تو سالروز تولدت ذوق نمیکنی.دیگه از تبریک و هدایای دیگران ذوقمرگ نمیشی.احساس می کنی به پایان خط رسیدی.احساس میکنی دیگه وقت رفتنه.

از یه سنی به بعد دیگه نمی تونی مثل دخترهای نوجوون رفتار کنی.نمی تونی مثل تین ایجرها لباس بپوشی.از سن سی سالگی به بعددیگه نمیتونی تیپ اسپرت بزنی،نمیتونی کوله ات رو بندازی پشتت و بری جلو مغازه جینگیل جات و رنگی رنگی وایستی و از دیدنشون قند تو دلت آب شه؛یا با دیدن لاکهای خوشگل دست و پاهات شُل شه و یا با دوستات دیوونه بازی دربیارین و با صدای بلند به کارهاتون بخندین.دیگران ازت انتظار دارن مثل خانومها رفتار کنی،مثل خانمها لباس بپوشی.دیگه نمیشه با انواع و اقسام کرمهای ضدچروک،ضدلک و روشن کننده سنتو به عقب برگردونی و دوباره جوون بشی.دیگه حتی با کرم پودر هم نمیتونی خودتو گول بزنی.

هههوف ! دلم میخواست سنم تو 25 سالگی متوقف میشد.کاش سن آدم هر سه سال یکبار اضافه میشد.کاش هر سال روز 12 مرداد خدا پیریمو به رُخم نمی کشید! 



نظرات  (۱۱)

از دست رفتن سالهای عمر، آدمو ناراحت میکنه چون هرکسی دوست داره همیشه باشه و همیشه زندگی کنه ...
ولی تو این دنیا هیچکس برای همیشه نمونده که ما بخوایم بمونیم .. هیچکس همیشه جوان نمونده که ما بخوایم بمونیم ... این میل طبیعی انسان برای همیشه ماندن و همیشه شاداب بودن، مربوط به جهان آخرت است. اونجاست که همیشگیه و باید تلاش کرد تا جایگاه خوبی داشته باشیم.
پ.ن: 33سالگی شما مبارک
پاسخ:
متشکرم.حرفای شما درسته.ولی این خصوصیت ذاتی بشره که دوست داره همیشه شاداب و زیبا بمونه و مخصوصا خانومها.ترس من از مردن نیست،ازینه که اونطور که باید از لحظه های زندگیم به نحو احسن استفاده نکردم و کار مفیدی که واقعا ارزش داشته باشه و لذت دائمی ازش برده باشم و برام موندگار باشه انجام ندادم.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۱ ماهان هاشمی

تولدتون مبارک! :)

مطمئنید 33 سالگی رو درست نوشتید؟!

آخه من شنیدم خانما از 18 بالاتر نمیرن! :)))

پاسخ:
مرسی،آره مگه شک داری؟
اون که البته خانوما هرچی سنشون میره بالا،هنوزم همون دختر 18 ساله ان؛تازه شکفته میشن :)) زیاد سنشونو جدی نگیر.دلت جوون باشه داداش ^ _ ^

از نظر مامانم که من هنوز 30 سالمه.هر کسی سنمو ازش میپرسه میگه سی سالشه و من تو سن سی سالگی متوقف شدم  :)))
ســـــلام چندروزی نبودم معذرت
انشالله که جبران کنم
ممنون که تا الان دنبالم کردی
مطلب جدید بود خبرت میکنم

االن ینی تبریک بگیم یا نگیم ؟

خب بذار تبریک بگیم ... و مبنارو بر این جملات امیدوار کننده (من میگم خودمونو خر کردن) بذاریم و بگیم که این شانسو داشتی تا 33 سالگی بیای و حالا درسته سختیایی هم بوده اما خب روی خوش زندگی رو دیدی ... و اینکه خدارو چه دیدی شاید کنار هم بودن دو تا 3 بغل هم تولد و سال خوبی رو برات رقم بزنه آرامیسِ جان ...

و دیگری اینکه اصلن هم هیچ مشکلی نداره شما با 33 سال سن کوله تو پشتت بندازیو بری مغازه های جینگیل فروشی یا برا خودت ذوق کنی .... من یه دوست دارم متولد 50 .... ینی به عبارتی 44 سالشه / هم کوله شو پشتش میندازه هم حتا از این دسبند دوستی ها دستش میکنه هم رژ سرخابی تو دل بروش رو با شالش ست میکنه ... در عین سادگی رنگو وارنگو نرمو لطیفم هست ... به نظر من به سن نیست هیچ چیزی ... فقط حواست به این باشه خودت لذت ببری مرده شور بقیه رم ببرن که از آم انتظار دارن خانوم تمام عیار باشی با کفشای تق تقی و مانتوهای اداری پوشیدنو به جای بدلیجات از طلا ملا استفاده کردن !!!!


پاسخ:
حالا اگه تو دوست داری و میخوای منو خر کنی باشه تبریک بگو :)) 
تو عمر 32 ساله ام هم روزای خوب داشتم و هم روزای بد،نمیگم همه اش بد بوده.شایدم به قول تو کنار هم بودن دوتا 3 کنار هم برای من اومد داشته باشه که خدا کنه.
من هنوزم کولمو میندازم رو پشتم.کفشای اسپرت می پوشم.لباسامو با هم ست می کنمازین دستبند و انگشترای جینگیل دستم می کنم و میرم تو خیابون،همسایه ها چپ چپ منو نگاه می کنن.اونایی هم که منو نمیشناسن ازم می پرسن کلاس چندمی؟ :))) آخه شکل صورتم بیبی فیسه و سن اصلیمو نشون نمیده.غریبه ها گول میخورن اما آشناها نه.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۳۹ فاطمه سادات
پیر شدنم میتونه جالب باشه 
پاسخ:
نه اونقدام که فکرشو میکنی.

تولدت مبارک باشه

به قوله دکتر شیری 33سالگی ساله "جفت سه" و ستاره است. ایشالا بهترین ها امسال واست پیش میاد

از تولدت خوشحال باش

پاسخ:
مرسی آبگینه ی عزیزم،من تو این دوتا 3 ستاره ای ندیدم.میشه بگی کجاست؟ 
به خاطر دعات ممنونم.خدا از دهنت بشنفه.چشم سعی خودمو می کنم.
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۳۹ ماسال نیوز
موفق باشید
پاسخ:
مرسی. شما هم همینطور
تولدتون مبارک باشه ^_^
ای بابا اینقدر نا امید نباشین از زندگی
همینه دیگه
نمیخوام شعار بدم اما از لحظه خوب استفاده کنین و خوشحال باشین یه ادم با تجربه شدین :)
پاسخ:
ممنونم آیدا جون،چاره ای نیست باید باهاش کنار اومد.
پس با این تفاسیر بیش از پیش میخوامتتتت اصن ^.^
پاسخ:
قربونت برم ما بیشتر. پرستوی خودمی :*  ،عزیزم  ^ . ^
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۹ محمد محمدیان
اوخی //
حرف شما با حرف ما یکیه

غصه نخور

ما هم -  هم دردیم / ولی من شدم 32 (لبخند
پاسخ:
هییییییی رفیق،چکار کنیم دیگه.عمره،مثل برق و باد میگذره :(
در هر‌صورت تولد شیرینه...:-)  به شمع های روی کیک نگاه نکن!شیرینی شو حس کن...:-) 
پاسخ:
شاید :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی