بانوی هزار فصل

خانه بدوش

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۲ ب.ظ

از خانه بیرونمان کردند خانه ای که مال خودمان می دانستیم.شاید هم مستاجر بودیم و دل به ماندن خوش کرده بودیم.نمیدانم چه شد،مهلت اجاره ی مان عقب افتاده بود یا مستاجر خوبی نبودیم و یا شاید صاحبخانه از دست ما به تنگ آمده بود.یکی از روزها که حسابی خوش خوشانمان میشد و دنیا را به کام خودمان می دیدیم و خودمان را ماندنی حساب می کردیم؛صاحبخانه ما را از منزل خودمان بیرون کرد بدون اینکه حتی به ما اجازه بدهد وسایلمان را برداریم.گفتیم دلش نرم می شود.یک روز،دو روز،یک هفته،دو هفته،یک ماه،ولی فایده ای نداشت.خانه ی مان که غصب شد هیچ،وسایلمان را هم توقیف کردند و ما آواره شدیم.آواره ی خانه های مختلف،خانه هایی که میدانستیم که جای خانه ی قبلیمان را نمی گیرد.خانه ای که در آن احساس امنیت و آرامش می کردیم،خانه ای که هرچند سنتی و قدیمی بود و ما دوستش داشتیم حالا نابود شده بود.پس به ناچار به این محل اسباب کشی کردیم.اینجا بالای شهر و منطقه ی باکلاسهاست.در و دیوارش بوی تازگی و نو بودن می دهد و حتی چیدمان و طراحی منزل هم کلی با خانه قبلیمان توفیر می کند؛ولی هیچ جایی خانه ی اول آدم نمی شود.در خانه ی قبلی ام برو بیایی به هم زده بودم.همسایه های قدیمی و آشنا،مهمانهای جدید،خانه ام را به سلیقه ی خودم تزئین کرده بودم ولی اینجا هنوز غریبم.هنوز به منزل جدیدم عادت نکرده ام هرچند آدم زود به همه چیز عادت می کند.کاش بتوانم اینجا هم برای خودم دوستان جدید و همسایه های مهربان پیدا کنم.امیدوارم خانه هایمان آزاد شود و بتوانیم به منزل سابقمان برگردیم.شاید هم وسایلمان را توقیف کردند و فقط یک منزل خرابه و خالی تحویلمان دادند که از نو بسازیمش شاید هم هیچ وقت...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۱۸
آرامیس

نظرات  (۱)

۱۸ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۷ هادی (قالب حرفه ای وبلاگ)
من هم بای یک سوگ نامه بنویسم برای چند وبلاگی که داشتم و به فنا رفت ... میزبان های خوبی نداشتیم متاسفانه ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی